دکتر Shekoufeh Choupannejad و دخترش, سارا سعادت, 23 و صبا سعادت, 21, رو به رو شد بلند, جهانی, لی لی بعد از سفر تهران به کیف به تورنتو به ادمونتون—که با شروع قبل از سحر پرواز از تهران است. Shekoufeh اصرار داشت که به جای رانندگی آنها را به فرودگاه عباس سعادت و سارا و صبا, پدر, اقامت قرار داده و به عنوان برنامه ریزی شده و به دنبال پس از خود بیمار ،

بیش از دو هفته تعطیلات, خانواده تقسیم وقت خود را بین Shekoufeh شهر اصفهان یک شهر دو میلیون نفر در 400 کیلومتری جنوب تهران و عباس 35,000 شخص وطن گراش در جنوب ایران است. سارا و صبا—خواهر بنابراین در سن و در زندگی است که وجود آنها به عنوان یک همسان مجموعه در ذهن هر کسی که آنها را می دانستند—صرف زمان با هر دو مادربزرگ خود را برای اولین بار در چندین سال بود و فرصتی برای کشف پدر و مادر خود را’ میهن که در آن آنها تا به حال تنها زندگی می کردند برای چند سال خود را دارند. خانواده—از دست رفته تنها پسر ارشد Navid Hakimi, 30 بود که کار بر روی دکترای خود را در دانشگاه تورنتو به پایان رسید سفر خود را در شیراز و در جنوب غربی ایران است که در آن عباس مادر رخ داده است به عمل جراحی.

هنگامی که زمان آمد برای سه نفر به سفر طولانی به فرودگاه برای خود Jan. 8 پرواز, عباس استخدام یک تاکسی خصوصی برای پوشش پا برای اولین بار به اصفهان که در آن آنها باقی می ماند یک شب قبل از در نظر گرفتن یک ماشین دیگر از آنجا به تهران فرودگاه بین المللی امام خمینی.

پرواز 752: قربانیان

عباس در گراش توسط خانواده اش به نام از فرودگاه حدود ساعت 1 صبح به خداحافظی; طرح بود برای او را به آنها را دوباره در ادمونتون در یک ماه و یا هنگامی که مادر او در بهبود. Shekoufeh 56 ساله و متخصص زنان و متخصص زنان و محبوب توسط خود بیماران برای مراقبت از رفتار و تیز پزشکی مهارت های کارآگاهی مشغول به کار ساعت های طولانی و عباس را دوست دارد به طبخ; در تلفن دختران خود را در مورد چگونه غذا او ساخته شده بود خوشمزه تر از مادر خود را. “بیا همین حالا یک شوخی نیست, make me laugh” او اعتراض کردند اما دختران خود اصرار داشت. “این درست است” Shekoufeh chimed در.

زمان سه زن تا به حال به دست آمده خود را شبانه روزی می گذرد متوجه بالا رفته بود که پرواز خطوط هوایی بین المللی اوکراین پرواز 752 به کیف خواهد بود با تاخیر یک ساعت و آنها نگران این امر کشش حتی طولانی تر است. “من می دانم که شما خسته هستید, اما شما می توانید آن ایستاده اند. شما در حال قوی” عباس به آنها گفت.

آن را در بسیاری از راه های عادی گرم خانواده گفتگو از فرودگاه و خروج سالن, اما زمانی که عباس به عقب نگاه کرد و در آن بعد—پس از این غیر قابل تصور اتفاق افتاده بود—چیزی احساس متفاوت به او در این تماس بود و برای چند روز. قبلا در این تعطیلات زمانی که آنها در اصفهان, Shekoufeh به نام به حال ده ها تن از همکلاسی های سابق از مدرسه به دانشگاه و دانشکده پزشکی و آنها را دعوت به بازدید. آنها با هم جمع شده و در زمان تعداد زیادی از عکس ها و Shekoufeh شوهر به او گفت که او احساس فوق العاده در مورد آن.

فقط بیش از یک هفته پس از آن فرودگاه تلفن تماس کسانی که دوستان جمع شده بودند دوباره زمانی که عباس در بازگشت به اصفهان به دفن Shekoufeh. “شما نمی دانید که همسر خود را” یکی از آنها نظر داد. “من شناخته شده است او برای 26 سال” او پاسخ داد. اما از دوستان توضیح داد: “او هرگز [چیز] می خواهم که به همه می خواهم که و جمع آوری با هم. این خیلی فوق العاده بود.” عباس را در تعجبم که بعد از آن “من نمی دانم که چرا او احساس کردند که راه; شاید او می خواستم بگویم خداحافظ-خداحافظ به همه است.”

و در حال حاضر دوباره در تلفن با خانواده اش در فرودگاه چیزی احساس عجیبی freighted به او. او نه گریه, اما صدای او منتقل شده و آن را شنیده. “آنچه که برای شما اتفاق افتاده ؟” او به یاد می آورد او درخواست. “شما می توانید مراقبت از مادر خود را?” هیچ او گفت که همه چیز خوب است. “پس چرا صدای خود را در حال تغییر است؟” Shekoufeh پرسید. “چون من نه با شما” او جواب داد.


‘آنها می خواستند یک زندگی ساده’: به خاطر سپردن Razgar رحیمی فریده غلامی و Jiwan رحیمی

‘قلب او بود مانند اقیانوس’: به یاد نیلوفر صدر

“آنها هر دو رفتن-اهل عمل’: به خاطر سپردن آروین Morattab و آیدا فرزانه


او اطمینان او: آن را تنها چند هفته و پس از آن ما کتاب شما یک پرواز به ادمونتون. عباس توافق کردند اما Shekoufeh هنوز هم به نظر می رسید برای شنیدن چیزی که در سمت چپ او بی قراری. “خوب پس چرا شما نگران هستید؟” او تا به حال هیچ پاسخ ،

“شما در حال صحبت کردن در مورد غرایز اما شما فکر نمی کنم آن—بدون تفکر و بدون اینکه بدون دانستن” او منعکس شده بعد. “بدون دانستن.”

به عنوان Shekoufeh آماده به قطع سارا صدای رشد بلندتر در این زمینه درخواست برای صحبت با پدرش. زمانی که مادرش دست به تلفن بیش از او به او گفت که برای مراقبت از مادر بزرگ خود را و خود را. “Sara jan مراقبت” عباس گفت: با استفاده از فارسی واژه مهرورزی به معنی “معشوق یکی است.” خواست او از بزرگان, دختر, شانس, به عنوان او آماده برای بازگشت به سن دیگو که در آن او تا به حال نقل مکان کرد و به تازگی برای ادامه تحصیل خود در روانشناسی بالینی.

سپس صبا clamoured برای او به نوبه خود بر روی گوشی. دانشگاه آلبرتا دانشجو به تحصیلات تکمیلی در مارس و مشغول تکمیل برنامه های کاربردی برای دانشکده های پزشکی سراسر کانادا اما امیدوار به ماندن نزدیک به خانه. “نگران نباشید قطعا من را امتحان” عباس خود را به یاد می آورد دختر جوان اطمینان او اضافه میکند: “شما انجام داده اند همه چیز برای ما است.” عباس پاسخ داد: “تنها چیزی که من نیاز Saba jan. هیچ چیز دیگری.” یادآوری این گفتگو هفته بعد عباس محلول در اشک.

ده هزار کیلومتر دورتر در کلگری بود که در آن اواسط شب دانیل Ghods-اصفهانی تا به حال فقط وارد صفحه اصلی باران خورده و شام. دانشگاه کلگری دانشجوی پزشکی بوده و قدمت صبا به مدت سه سال و در حال حاضر آنها پیامک به عقب و جلو در حالی که او منتظر در فرودگاه در تهران و او نشسته در مقابل از کامپیوتر خود را آماده شدن برای خوانش برای کلاس. دو ملاقات کرده بود در ادمونتون که در آن خانواده زندگی می کردند در شب سال نو در سال 2017, زمانی که سعادت خواهر صادر دعوت باز از طریق دوستان مشترک به یک حزب در خانه خود را. آنها نمی دانند Ghods-اصفهانی اما در آن شب و در دیگران که به دنبال زمانی که یک آلاینده گروه خواهد اویختن در زیرزمین او دگرگون ظرفیت خود را به هر کس خوش آمدید. “آنها از من دعوت کرد با آغوش باز و بدون حتی دانستن که من بود,” او گفت:. “اینجا جایی است که دوستی ما آغاز شده است.”

پس از آن Ghods-اصفهانی توضیحات خود را روشن و دلسوز و مهربان خانواده را حمل بی تردید خورشید-ماه-و-ستاره درخشش. از خارج آن را غیر ممکن خواهد بود برای باز کردن چه مقدار از آن بود در مورد رابطه خود و چقدر در مورد هولناک راه آن به پایان رسید.

صبا سعادت با پسر دانیل Ghods-اصفهانی. (حسن نیت ارائه میدهد از دانیل Ghods-اصفهانی)

پرواز 752 در نهایت در جریان کمتر از یک ساعت پس از آن قرار بود. در این هفته است که به دنبال وجود دارد خواهد بود نگران و خشمگین جهانی recriminations چرا بیش از هر هواپیمای غیر نظامی گرفته بود خارج از تهران آن روز. ساعات شب در منطقه شده بود پر هرج و مرج. ایران تا به حال شلیک موشک در آمریکا موقعیت خود را در عراق در تلافی حمله هواپیماهای بدون سرنشین به دستور رئیس جمهور دونالد مغلوب ساختن پیشی جستن است که تا به حال منجر به کشته شدن یک بالا ايراني ژنرال قاسم سلیمانی پنج روز قبل. قبل هفته به طور ناگهانی و دمدمی مزاج تشدید آستین نهفته تنش بین ایالات متحده و ایران.

توسط سارا صبا و Shekoufeh اوکراین پرواز هواپیمایی taxied بر روی باند نظامی ایران نوشته بودند کرده است.

شش سال زودتر مالزی, پرواز هواپیمایی 17 از آمستردام به کوالالامپور به ضرب گلوله کشته شد توسط یک surface-to-air missile بیش اوکراین کشتن تمام 298 نفر در هیئت مدیره. پس از آن تحقیقات توسط دولت هلند هشدار داد با غم انگیز prescience, “نشان می دهد که تمرین متحده است که در جریان درگیری های مسلحانه نمی خواهد پیاده سازی محدودیت برای خود حریم هوایی خود را در ابتکار عمل خود را.”

و به طوری که در 6:12 صبح به وقت محلی پرواز 752 برداشته از آسفالته و صعود به آسمان رفتن شمال. هواپیما رسیده ارتفاع 7,900 پا دو دقیقه پس از برخاست اما بعد از آن رادار تماس به طور ناگهانی قطع شده است. آماتور ویدئو ضبط شده از زمین و بعد از آن به دست آمده تایید و تجزيه و تحليل توسط نیویورک تایمز نشان می دهد مرگبار سوزن از یک موشک قوس به سمت هواپیما و سپس درخشان تقسیم دوم انفجار به عنوان موشک detonates و به نظر می رسد به ارسال هواپیما ricocheting در مسیر های مختلف. این امر در نهایت به نور آمده است که فرد بر روی زمین باید yanked تلفن خود را و شروع به فیلمبرداری از آنجا که آنها در حال حاضر شاهد یکی دیگر از پرتاب موشک به آسمان نیمی از یک دقیقه قبل. آنچه که آنها در خود دوربین بود اعتصاب دوم; اولین چیزی است که زدم رادار.

بوئینگ 737 در حال حاضر مصرف با شعله البته تغییر در یک تلاش آشکار به سر به عقب به سمت فرودگاه. یکی دیگر از اطرافیان تصویری به دست آمده توسط این زمان نشان می دهد که هواپیما در حال سقوط مانند وحشتناک ستاره دنباله دار و سپس شعله ور شدن یک, دوم, هوا, انفجار, به عنوان هواپیما زاویه دار به طور اجتنابناپذیری به سمت زمین است. وجود دارد یک فلش خیره کننده زمانی که جت زده زمین و پس از آن نزد یک کابوس چشم انداز هواپیما خرده ریز و گرسنه gobs از آتش است.

اخبار از سقوط سفر سریع ارسال موجی از ویرانی در سراسر ایران و خارج از کشور. در کانادا که در آن هنوز در اواخر شب سه شنبه آذر. 8 ایرانی-کانادایی’ گوشی از ساحل به ساحل شروع به وزوز با واتساپ و تلگرام پیام. اولین خبری بود که به سادگی یک هواپیما سقوط کرده بود در نزدیکی تهران. سپس نام و چهره افراد در پرواز شروع به پدیدار شود.

در کلگری Ghods-اصفهانی ردیابی صبا را پرواز به عنوان آن را در زمان خاموش. پس از آن او نگه داشته و چک کردن آن وضعیت: 15 ساعت و 45 دقیقه یک ساعت—نسخه مجازی از خود هواپیما بود با خیال راحت در هوا حمل به عنوان آن را باید. او کردم یک متن از مادر خود درخواست چه پرواز صبا و خانواده اش بودند. او پاسخ داد: 752 و پرسید که چرا او می خواست به دانستن اما او جواب نداد. سپس از یک دوست تماس گرفته و او را به همان سوال بپرسید و Ghods-اصفهانی رشد نگران و خواستار پاسخ دوست خود پرسید: اگر او می خواهم شنید چه اتفاقی افتاده است. “من فکر کردم که او صحبت کردن در مورد این موشک که از کار اخراج شدند در پایگاه آمریکایی در عراق” Ghods-اصفهانی بعد به یاد می آورد. “اما او گفت: هیچ یک سقوط هواپیما در خارج از فرودگاه در شهر تهران است.”

او به جستجو آنلاین برای کسب اطلاعات بیشتر و فورا متوجه شدم که سیم پرواز بود صبا است. او FaceTimed با مامان, شکستن گریه و سپس به او گفت که او در حال بازگشت به ادمونتون. Ghods-اصفهانی به نام چند نفر از دوستان با عجله بسته بندی شده از یک کیسه و سوار به سمت خانه در شرایط بلیزارد بنابراین او می تواند با خانواده اش.

نهایی خود را, متن برای صبا پیش از آن در شب خواست اگر او در هیئت مدیره است. پیام رفتن نیست اما در زمان او فکر هیچ چیزی از آن بدانند فرودگاه فای قطع کرده به عنوان او سوار هواپیما. “من فقط فکر می کردم او آمدن” او گفت: بعد از آن. “من در انتظار برای او به متن من وقتی که او را به اوکراین است.”

حدود ساعت 8 صبح به وقت محلی عباس تلفن زنگ زد در گراش. او برادر در قانون خواستار از اصفهان. “من باید خبر بد برای شما,” او گفت:, و آگاهانه عباس که یک پرواز سقوط کرده بود در نزدیکی تهران. عباس مغز را رد کرد و این غیر قابل تصور و درک برای برخی از رحمت در این شرایط. “من گفت:,” هیچ, هیچ, آن اتفاق افتاده است, من آن را باور نمی, هیچ,’ ” او به یاد می آورد بعد. “شاید آن را متفاوت هواپیمایی; شاید این یک اشتباه بود.”

او شروع به تماس با فرودگاه و شرکت های هواپیمایی مختلف و مقامات دولت—هر کسی که او می تواند فکر می کنم که ممکن است به او پاسخ. خطوط مشغول بودند; هیچ کس را برداشت و یا ارائه کمک.

در یک نقطه, عباس باز WhatsApp و به نام صبا تلفن. از آن شروع به زنگ زدن و برای یک لحظه او فکر کرد که: “بدون آنها مرده است.” اما هیچ پاسخ وجود دارد و هنگامی که او تماس گرفته شده Shekoufeh و سارا, تلفن, تماس نمی رفتن را از طریق.

از جان گذشته برای پاسخ و بیش از حد پریشان به درایو خود عباس به نام کسی که او را می دانستند و او را استخدام کرد تا او را به تهران است. این امر می تواند مشقت بار 14 ساعت رانندگی کنید. “زمانی که من تماس بگیرید من فکر کردم آن بود که پایان زندگی من و من هیچ چیز برای از دست دادن او گفت:” بعد از آن. “من از دست همه چیز است.”

یک مرد گریه می کند در صحنه که در آن یک اوکراین هواپیمای حامل 176 مردم سقوط کرد روز چهارشنبه در مدت کوتاهی پس از برخاستن از فرودگاه تهران, کشتن تمام پردازنده. (فواد اشتری/dpa/گتی ایماژ)

به زودی پس از سقوط اوکراین در سفارت آمریکا در تهران با صدور بیانیه ای گفت که اطلاعات اولیه پیشنهاد کرد که موتور شکست و نه یک حمله موشکی یا یک اقدام تروریستی باعث شده بود فاجعه. اما پس از آن سفارت به سرعت برداشته می شود که در بیانیه ای گفت: هر گونه اظهار نظر در مورد علت شد “رسمی” و عوامل این سقوط هنوز “در حال روشن.”

تقریبا بلافاصله عملیات گروهی—شبکه ای از خلبانان کنندگان و کنترل ترافیک هوایی است که به ترویج به اشتراک گذاری اطلاعات به زبان ساده—ارائه شده خود را ارزیابی مقدماتی. “ما توصیه می کنم این فرض شروع می شود که این یک shootdown رویداد” گفت: یک پست وبلاگ در امضا توسط بنیانگذار علامت Zee, “تا زمانی که شواهد روشن به خلاف.”

Zee اولیه ارزیابی کرده بود بیشتر به مدیریت ریسک از تشخیص. “تصاویر دیده توسط OPS ، . . نشان آشکار پرتابه سوراخ در بدنه و بال بخش است. که آیا این پرتابه شد قسمت موتور و یا یک موشک قطعه است که هنوز هم حدس” او اعتراف کرد.

هر چه علت, عملیات, گروه مشاوره به هواپیما اپراتورهای بود برای دور ماندن از حریم هوایی ایران.

در رانندگی طولانی به تهران عباس ادامه داد: تلاش برای رسیدن به کسی که هر کسی که می تواند به او بگویید که چه اتفاقی افتاده بود اما بی ثمر. فراتر از آن از جان گذشته تلاش های او احساس فلج غم و اندوه و شوک است. “من گریه کل راه” او گفت:. “من نمی توانم صحبت من حرکت نمی کند, هیچ چیز.”

بیست و پنج سال زودتر Shekoufeh شده بود و در سال آخر تحصیل در رشته زنان و زايمان در اصفهان و عباس زندگی در دبی و کار به عنوان یک orthodontist زمانی که آنها ملاقات کرد در اوایل 1990s. یک عضو خانواده است که به تدریس در این دانشگاه که در آن Shekoufeh مشغول به تحصیل شد گفت عباس “او را کامل: بنابراین مراقبت و او را بسیار صادقانه و او بسیار خوشحال است. او را یک انسان” و معرفی دو.

عباس تلف ، او در بازگشت از دبی یک یا دو ماه بعد به پیشنهاد و در عرض چند هفته آنها ازدواج کرده بودند و بازگشت به دبی هم که در آن Shekoufeh مشغول به کار برای دولت و در یک سازمان خیریه بیمارستان. او واجب آفتابی و سخاوتمندانه سریع به دل دوست داشتن حرکات و گرم مشاوره به خانواده او و هر کس دیگری در مدار. “همیشه, همیشه, همیشه, همیشه, خندان,” عباس گفت.

خانواده خود را شامل Navid, Shekoufeh و پسر از یک رابطه قبلی و به زودی اضافه شده سارا به دنیا آمد و در سال 1996 و صبا در سال 1998 است. دختران متولد شدند در دبی و کودکان صرف اوایل سال از کودکی خود وجود دارد. آنها با حضور به زبان انگلیسی مهد کودک و سپس آکسفورد مدرسه دبی یک مدرسه خصوصی است که به شرح زیر انگلیسی درسی است.

دکتر Shekoufeh Choupannejad با پسرش نوید در دانشگاه تورنتو دانشگاه. (حسن نیت ارائه میدهد از دانیل Ghods-اصفهانی)

با این نقطه عباس رفته از ایران برای سال. اما او فرزند ارشد از کودکان نه تا زمانی که برادر در کنار او در خط یک جراح توسعه ALS و خانواده نیاز به کمک عباس نقل مکان کرد و به خانه برگشت. خانواده اش صرف چند سال آینده در کشور خود—عباس زد و یک درمانگاه در تهران و Shekoufeh مشغول به کار در بیمارستان های مختلف در اصفهان—اما شغل خود و تعهدات خانوادگی درگیر رفت و آمد طولانی است که آنها را به تن کردن. زمانی که عباس در نهایت کار می کرد تا اعصاب بگویید Shekoufeh که آن همه بیش از حد و او فکر کرد که آنها باید به حرکت در خارج از کشور او اعتراف کرد که او می رسید و این نتیجه همان بود.

آنها تصمیم به حل و فصل در هلیفکس چون عباس دو عموزاده در حال حاضر وجود دارد و خانواده نقل مکان به طور دائم در سال 2011. آنها عاشق مقیاس و آرامش هالیفاکس پس از تحمل این سرعت از کوره در رفته تهران با هشت میلیون نفر جمعیت.

Shekoufeh و عباس به نوشتن یک سری از امتحانات گواهی به تمرین تخصص خود را در کانادا. عباس فکر انگلیسی خود را قوی بود اما زبان تخصصی در زیست شناسی کتاب های درسی ساخته شده مطالعه دشوار تقلا کردن برای او. Shekoufeh کار می کرد از طریق معاینات بیشتر به راحتی و به او گفت شوهر و ده سال مسن تر از او بود که از آن زمان برای او به بازنشسته. از نظر مالی این ایده کار کرده و آنها را طوری عباس داوطلب با صلیب سرخ در شرایط اضطراری محلی و رفت و برگشت به ایران گاهی اوقات هنگامی که خانواده اش نیاز به کمک در حالی که Shekoufeh کار می کرد برای ایجاد حرفه ای خود را در کانادا.

مقاله: راه رفتن در قدم به قدم از قربانیان پرواز 752

خانواده شده بود در هلیفکس تقریبا سه سال و Shekoufeh در حال اتمام تمام امتحانات لازم را به عمل به عنوان یک مقیم با نظارت در کانادا زمانی که او کلمه از یک کلینیک در ادمونتون که نیاز به یک OB/GYN, پس از نقل مکان خانواده به آلبرتا. عباس با افتخار یاد می آورد Shekoufeh مافوق در نرتهگت مرکز پزشکی کلینیک بودن تا با تحت تاثیر قرار دادن مهارت های خود را که آنها به شوخی او را شغل خود را به دلیل عادت به کار با کمک کمی در ایران و دبی, او می تواند کامل عمل سزارین در 10 دقیقه ،

خانواده به دست آمده خود را به شهروندی کانادا در سال 2015 و چیزهایی خوشحال بودند و حل و فصل. “ما تا به حال یک زندگی خوب به ویژه هنگامی که ما به ادمونتون. او شروع به کار, بنابراین او خیلی خوشحال بود . . . او اختصاص داده شده بود به کار خود را; او شغل خود را دوست دارد پس او خیلی خوشحال بود که در شهر” عباس گفت. “ما بسیار خوشحال خانواده است.”

حتی با یک کار مشغول برنامه امتحانات به آماده شدن برای یک خانواده به مراقبت از Shekoufeh مشهور شد برای فعال بودن در جامعه است. دوستان می گویند او اهدا مقدار قابل توجهی به جمع آوری اعانه از جمله یکی برای حمایت از قربانیان سیل در ایران در سال گذشته و بازسازی دو مدرسه در این منطقه است. یکی از طرح های جمع آوری کمک که در آن او درگیر شدم متصل او دو سال پیش به شایسته Majdnia یک ایرانی که در دبی کار می کند و به عنوان یک انسانی متخصص در ادمونتون. پس از معرفی توسط یک دوست مشترک آنها تبدیل به دوستان نزدیک. “از آن زمان, من می دانستم که او یکی اگر من نیاز به هر چیزی” Majdnia گفت. “او یک تماس تلفنی دور همیشه.”

به نوید و مادر او افاضه آرامش حس نظم در زندگی است. “او بی امان در همه چیز حق او گفت:” در ایمیل. “هر بار که در زندگی شخصی من و یا در طی مطالعات و تحقیقاتی که من تا به حال یک شکست و یا مشکل او به طرزی جادویی به من مشاوره و آسایش برای کشف چیزهایی.” و او آمد به درک او پر نقش های مشابه برای همکاران و دوستان و خانواده گسترده خود را در کانادا و ایران و همچنین تازه واردان به کانادا که نیاز به یک دست خود را برای پیدا کردن محل و ادمونتون را در خاورمیانه و جامعه در مقیاس بزرگ است. مادر او نیز باهوش ترین فرد او می دانست که اتمام دبیرستان در سن 15 و رتبه چهارم در سراسر کشور در ایران پزشکی هیئت مدیره امتحانات, او گفت:. “من هرگز نمی دانستند که چگونه او توانسته همه چیز را در همان زمان” نوید شگفت زده. “انرژی هرگز تخلیه شده است.”

سارا و صبا شد فقط 17 سال از هم سن و آنها بزرگ شده و منتقل شده از طریق مدرسه و پس از آن زندگی در کانادا پس از نزدیک در هم تنیده با یکدیگر است که هویت خود را به عنوان خواهر مرکزی بود برای چه دیگر مردم را دیدم که هر یک از آنها به صورت جداگانه. Ghods-اصفهانی بر این باور بودند که تماشای پدر و مادر خود را ایجاد خود را در کانادا به شکل چگونه خواهر خود را دیدم پدر و مادر و ارزش کار سخت است. “این دلیلی است که چرا خانواده از جمله یک کامپوننت برای خود هویت او گفت:” در مداحی بعد.

ماه مه گذشته که سارا فارغ التحصیل از دانشگاه آلبرتا با مدرک روانشناسی خود را از مادر بزرگ مادری بازدید از ایران; این اولین بار بود Ghods-اصفهانی را ملاقات کرده بود تمام خانواده. “وای آیا شما ببینید که چگونه دو دختر خود را در حال ایستاده در پشت مادر بزرگ خود را مانند دو شیرها, حمایت از او ؟” او اظهار نظر به پسرش بعد. که شبکه پشتیبانی مرکزی بود که به این سعادت بودند. “من نمی تواند شروع به عکس هر چیزی در مورد آنها بدون این ایده از خانواده خود را از آمدن به ذهن من” Ghods-اصفهانی گفت.

صبا (سمت چپ) و پدر عباس (راست) با حضور سارا فارغ التحصیلی از دانشگاه آلبرتا. (حسن نیت ارائه میدهد از عباس سعادت)

اما به عنوان نزدیک که دو نفر آنها بسیار متفاوت بودند ، آرام و بصری سارا بود و پدرش کلمات “بسیار صلح آمیز دختر.” نوید و توصیف او به عنوان یک درونگرا که ارتباط عمیق با کسانی که نزدیک به او. “سارا دلسوز ترین فرد من می دانستم که” او گفت:. “او همیشه گوش و عمیقا مراقبت, shar[ing] هر بار عاطفی با هر کس تبدیل شده است . . . به او”. هنگامی که او به او گفت که پدر او می خواست به مطالعه روانشناسی در مقطع کارشناسی به عنوان ایده کامل ساخته شده حس. “اگر شما آن را دوست دارم و شما می توانید به کمک انسان, چرا که نه ؟” او به یاد او گفتن. اما در خانواده خود را صرفا نشان نمی شد این طرح است. “هر آنچه که شما می خواهید به مطالعه من درخواست شما را به بهترین نه تنها به فارغ التحصیل,” او اضافه شده است. در پاییز گذشته سارا شروع یک روانشناسی بالینی برنامه های تحصیلات تکمیلی در دانشگاه اتاگو در سن دیگو.

صبا با این حال می خواستم به دنبال او قدم به قدم به دانشکده پزشکی. در طول مطالعات کارشناسی در علوم زیستی در دانشگاه آلبرتا او تکمیل تحقیقات دانشجویی پروژه در حوزه زنان و سلامت کودکان موسسه تحقیقات. عباس خندید و به عنوان او به یاد می آورد او دختر جوان شوخی با مادرش در مورد آینده خود را. “شما می دانید که یک روز ما را به همان اتاق عمل و خواهیم دید که چه کسی می تواند یک کار بهتر” او به یاد او گفت. “او اعتقاد خودش, اما او گفت: هرگز کسی به جز زمانی که شوخی با خانواده اش” عباس گفت. “او می خواست ما را به شاد باشد; او سعی کرد به ما افتخار است.”

به نوید و هیچ اتفاقی در صبا که مایل به اندازه گیری آینده خود را خود را در برابر مادر خود را چون او خواهر کوچکتر تمرکز و عزم و همیشه به یاد او از مادر خود. “او همچنین بسیار مهربان بود و مغناطیسی شخصیت او گفت:” از صبا.

او سرپرست تحقیقات مگان Riddell توصیف او در ادای احترام در دانشگاه وب سایت به عنوان “یک Ph. D. مبدل به عنوان یک کارشناسی” و به یاد می آورد که زمانی که او به اتمام شفاهی دفاع از تحقیقات خود را در این پنل می تواند پیدا کردن یک سوال است که او برای آماده نیست. “آن شد تقریبا کمدی چرا که او پیش بینی کرده بود همه چیز را به سه حالت مختلف (Ph. D. s در اتاق می پرسند” Riddell گفت.

اما به عنوان موثر به عنوان صبا معنوی هدیه شد آن گرما و همدلی از یک زن جوان که tutored با ایران Heritage Society of Edmonton, داوطلب برای آموزش پیانو به کودکان محروم و تعطیلات پر از مانع برای خانواده های نیازمند ساخته شده است که او فراموش نشدنی است. “من خواهد بود فوق العاده خوش شانس برای همیشه برخورد یک دانش آموز مانند او دوباره” Riddell گفت.

که ظرفیت و رانندگی برای مراقبت از افراد دیگر در مدار به اشتراک گذاشته شده توسط تمام زنان در خانواده است. Ghods-اصفهانی به خاطر یک زمان دو سال پیش زمانی که پدر و مادر خود را که در ایران برای یک دیدار و نام او ناگهان آمد به بالای لیست انتظار برای عمل جراحی سینوس او مورد نیاز است. “من در دانشگاه, من و تنهایی, من تا به حال تجربه نکرده هر چیزی مانند این که” او به یاد می آورد. “صبا اولین کسی بود که برای حمایت از من از طریق این و به من گفت:” فقط رفتن به آن را انجام دهد; I will be there for you.’ “او راند او را به بیمارستان در اوایل صبح و در انتظار او بود هنگامی که او آمد از عمل جراحی. او Shekoufeh و سارا fussed بیش از او در روزهای پس از آن با مواد غذایی و شرکت. “راهی که او برای مراقبت از من می دانستم که او خیلی خاص بود و من می دانستم که من هرگز قادر به از دست دادن او,” او گفت:.

در ایران به عنوان روز سقوط عینک عباس بود و هنوز هم از کوره در رفته برای تایید و بسته شدن در تهران. زمانی که او و راننده اش رسیده از شهر آنها رفت و به طور مستقیم به بین المللی امام خمینی. او با نزدیک شدن به میز اطلاعات و تایید وحشتناک خبری که تصادف رخ داده بود. اما اطلاعات در مورد علت شد ناامید کننده ای مبهم; بسته به کسی که از او صحبت به آن گسل از آمریکا و اسرائیل و یا برخی از مکانیک شکست. “هیچ کس رسمی . . . می آید می گویند: “سلام من متاسفم” او به یاد می آورد چگونه سر گردان او بود. “و یا هر چیزی. هیچ چیز در همه.”

کسی به او گفت که برای تکمیل آزمایش DNA که شناسایی بقایای قربانیان سقوط او نیاز به رفتن به اصفهان, همسر خود را از زادگاه تا او و راننده اش به رهبری وجود دارد. Shekoufeh کرده بود با حضور در کلاس و تدریس در دانشگاه که در آن عباس رفت و به تکمیل تست; پزشکان او را نمی دانم, اما آنها به یاد داشت و می دانست که چه اتفاقی افتاده است و آنها او را تحت درمان با نجابت و احترام. او به نام Shekoufeh خواهر را به یک تست DNA و همچنین, اما پزشکان گفتند که یک ماه به یک مسابقه از یک خواهر و برادر خود را در قانون آورده Shekoufeh را برای تست به جای. “یک ماه من نمی توانم صبر کنید” عباس به یاد می آورد تفکر است. “من نمی توانم صبر کنید.”

توسط شب در اتاوا در روز سقوط—نیمه شب در ایران—نخست وزیر جاستین ترودو داد در یک کنفرانس مطبوعاتی که در آن او اعلام کرد که از 176 نفر کشته و 63 بودند Canadians—یک عدد است که در نهایت می توان به 57. “در حالی که هیچ واژه ای را پاک کردن درد خود را من می خواهم شما بدانید که کل کشور را,” او گفت: به عزیزان خود. “ما سهم خود را درد.”

محدودیت های مسافرتی و تحریم های ساخته شده کیف محبوب نقطه اتصال برای کانادا بزرگ ایرانی در خارج از کشور زمانی که آنها بازدید میهن خود. در واقع دایره متحد المرکز از غم عشق و از دست دادن است که کشش بین کانادا و ایران بودند حتی عمیق تر از 57 شهروندان کانادایی که به جان ترودو به زودی روشن ساخته شده است. “حدود یک ساعت پیش یک خطوط هوایی اوکراین هواپیما فقط فرود در تورنتو از کیف” او گفت: آرام. “با توجه به شرکت هواپیمایی وجود دارد 138 مسافر که نیست که پرواز را به خاطر آنها کشته در تصادف در اوایل پا از سفر خود را.” سه چهارم از افرادی که در جریان این تصادف بودند مانند Shekoufeh, سارا و صبا به مقصد کانادا.

کمتر از 24 ساعت پس از تصادف یافته های اولیه منتشر شده توسط ایران سازمان هواپیمایی کشوری سرزنش یک “خطای فنی” برای فاجعه و ذکر شاهد عینی گزارش می دهد که ادعا کرد این هواپیما آتش گرفت و به نظر می رسد به نوبه خود به سمت فرودگاه قبل از آن به زمین خورد.

اما به محض این که گزارش های بین المللی پدید آمده است که سقوط نکرده اند و در نتیجه یک شکست مکانیکی یا تقصیر شرکت هواپیمایی عباس می دانستم که چیزی عمیقا اشتباه است. “سه روز اول آنها انکار آن” او گفت:. “فقط تصور کنید.”

روز بعد در ژانویه. 9, اخبار شروع به شکستن ابتدا با دویچه ولهبه نقل از منابع ناشناس که گفت که 752 گرفته شده توسط یک ایرانی, موشک.

در ساعت ترودو بود پشت همین تریبون در مطبوعات ملی تئاتر در مرکز شهر اتاوا. “ما اطلاعاتی از منابع مختلف از جمله متحدان ما و خود ما هوش است. شواهد نشان می دهد که این هواپیما به ضرب گلوله کشته شد توسط یک ایرانی surface-to-air missile,” او گفت: مونتاژ خبرنگاران و دوربین های دیجیتال. “این به خوبی ممکن است که غیر عمدی است.”

با بیانیه ای که ترودو در اصل اول شد نام منبع در داستان که فلک کشیده در سراسر جهان است. آمریکا و مقامات انگلیسی به زودی تایید آن را “بسیار محتمل” است که هواپیما به ضرب گلوله کشته شد در میان درگیری ها در این منطقه است که در شب.

ایران پاسخ اولیه یک تخت انکار و متخاصم چالش است. “آنچه که برای ما واضح و آنچه که ما می توانم با اطمینان بگویم این است که هیچ موشکی آمار هواپیما” گفت: علی عابدزاده رئیس ملی ایران در بخش حمل و نقل هوایی. و او اضافه کرد: اگر رهبران غربی مانند ترودو شد که برخی از چیزی است که اتفاق افتاده است و سپس باید آنها را نشان دهد و جهان اثبات شده است.

اما دو روز بعد در میان نصب فشار بین المللی و حیاتی تر برای رژیم دهها هزار نفر از خود خشمگین شهروندان راهپیمایی در خیابان—ایران پذیرفته است که این هواپیما شده بود قطع کرد و توسط یکی از خود موشک پس از آن اشتباه بود برای خصمانه نهاد. “خطای انسانی در زمان بحران ناشی از ماجراجویی آمریکا منجر به فاجعه” وزیر خارجه ایران در توییتر نوشت. “ما عمیق تاسف عذر خواهی و تسلیت به مردم ما به خانواده های تمام قربانیان و دیگر سازمان ملل تحت تاثیر قرار.” این پیام به پایان رسید با شکسته-قلب emoji.

حتی با پذیرش از علت سقوط وجود دارد مداوم و گسترده بین المللی نگران است که ایران را یک منزوی بررسی مهر و موم شده از جهان خارج است. نبود در همه روشن است که گذشته از این کشور هواپیما, بررسی حوادث اداره خواهد دسترسی به حساس داده های پرواز و دستگاه های ضبط صدای کابین خلبان—”جعبه سیاه” داده و یا حتی در محل سقوط خود را.

در میان خرابه محققان در نهایت بازیابی اطلاعات که ارائه یک نگاه دقیق در هواپیما پرواز کوتاه از جمله پچ پچ در کابین خلبان و هواپیما را در سرعت دقیق محل و ارتفاع. اما جعبه سیاه آسیب دیده بود و از آنجا که ایران فاقد قابلیت های فن آوری برای تجزیه و تحلیل داده ها به خطر بیافتد فشار خواهد mount برای کشور به ارسال آن به فرانسه و اوکراین برای پردازش. ایران را نشان می دهد مجزا و طولانی disinclination به انجام چنین چیزی باشد.

برای عباس بی میلی از میهن خود به اعتراف حتی واضحترین حقایق در مورد علت سقوط بود و علاوه بر زخمی شدند. “آنها انکار آن و آنها به ما گفت حقیقت پس از سه روز. که نکته اصلی است که باعث می شود من دیوانه” او گفت:. “من نمی دانم اگر آن را یک اشتباه بود یا نه یک اشتباه هر آنچه در آن بود — آنها می تواند بگوید صادقانه; این یک اشتباه بود و ما از آن ایالات متحده نیست اما هنوز هم آنها را سرزنش.”

نخست وزیر جاستین ترودو حضور در یک مراسم یادبود برای قربانیان خطوط هوایی اوکراین داونینگ در تهران در دانشگاه آلبرتا در ادمونتون آلبرتا, on Jan. 12 2019. (Alex Tétreault/سازمان بنادر و دریانوردی)

پنج روز پس از سقوط یک بنای یادبود در دانشگاه آلبرتا جلب جمعیت بیش از 2500 نفر که braved استخوان دلسرد کننده درجه حرارت از -37° C به سوگواری و یاد دانشجویان و اعضای هیات علمی و فارغ التحصیلان که از دست داده و زندگی خود را از جمله سارا و صبا. مقامات از جمله ترودو وزیر امور خارجه فرانسوا-Philippe شامپاین و آلبرتا برتر جیسون کنی حضور داشتند.

پردیس تربیت بدنی معمولا مزین با زرد و سبز رنگ از دانشگاه های تیم های ورزشی بود پوشش داده شده با گل و تاج های گل اهدا و ردیف از صندلی های پر گریان عزاداران با لباس سیاه. پشت سر آنها بیشتر مردم پر از حقه و یک خط از صدها نفر باقی مانده در خارج از انتظار بود اجازه. در مقابل اتاق یک اسلاید نشان می دهد در یک حلقه نمایش نام و عکس های از دست رفته: وجود سارا درخشنده در فارغ التحصیلی و صبا با یک نرم لبخند بر روی صورت خود را و یک دریاچه و کشش در پشت سر او.

روز گذشته Shekoufeh دوست Majdnia تا به حال سازمان خصوصی یادبود او فکر کرد که او ممکن است جذب چند ده نفر; در عوض صدها نفر تبدیل شده تا از ادمونتون, ایران, جامعه و فراتر از آن. فعالیت اتاق از یک آپارتمان در جنوب ادمونتون بسته بندی شده بود با عزاداران; یک پروژکتور نمایش داده عکس از Shekoufeh, سارا و صبا—عکس های خانوادگی تعطیلات و عکس های سلفی با دوستان—به عنوان حزن انگیز موسیقی ایرانی ایفا کرده است. “او هرگز خسته شدم از کمک به” Majdnia گفت: از دوستان اشاره کرد که او به دلیل نوشتن نهایی خود را به هیئت پزشکی امتحانات به صورت مستقل عمل در ماه آوریل است.

Ghods-اصفهانی تحویل عاطفی مداحی که در آن رویداد و او به پایان رسید با تلاش به دست و پنجه نرم علنا با مقیاس غیر قابل تصور از دست دادن. “من حتی نمی دانم چه می گویند. من دوست دارم همه آنها را خیلی, و من می دانم که شما بچه ها همه انجام آنها بسیار دوست داشتم در این جامعه و آنها همیشه باید یک مکان بسیار ویژه ای در قلب ما,” او گفت:. “بهترین چیزی که ما می توانید انجام دهید این است که تلاش می شود به عنوان نوع مراقبت و سخاوتمندانه به آنها بودند.”

آن را تا یک هفته پس از پرواز 752 بود لعنتی بیرون از قبل از سپیده دم, آسمان که مقامات گفته عباس—که به صرف چند روز دردناک در اصفهان با Shekoufeh خانواده قبل از بازگشت به گراش با خود—که یک DNA مسابقه ساخته شده بود و او می تواند ادعا باقی مانده از همسر و دو دختر. خام درد از شرایط تشدید شد صبر کنید چون مسلمان دفن گمرکی برای تماس سریع بسته شدن. “ما اعتقاد داریم زمانی که آنها می میرند ما می گویند این خوب نیست صبر کنید” عباس گفت. “شما باید به دعا حق دور شما باید به آنها را بشویید . . . و سپس آنها را دفن آنها را واقعا سریع است.”

برادر خود را در قانون بود در تهران تا او همراهی سارا و صبا را در بدن به گراش برای دفن در حالی که عباس سوار در صندلی جلو آمبولانس که انجام Shekoufeh بازگشت به زادگاه او. کمی وجود دارد برای کمک به او در حال حاضر است. “من احساس می کنم خیلی غم انگیز است. آنها به کشته شدن آنها می دانید ؟ ” او به یاد می آورد تفکر است. “آنها آنها را کشته است.”

در Jan. 16 روز نوید وارد ایران از تورنتو آنها به خاک سپرده شد Shekoufeh در زادگاه خود اصفهان. تمام طرف خانواده وجود دارد, همراه با بسیاری از همکاران سابق خود را از دانشگاه; در همه عباس تخمین زده است که 1000 نفر تبدیل به خداحافظی. پس از دفن آنها به یک رستوران رفت به رعایت رسم میزبانی مراسم تشییع جنازه بازدید کنندگان برای ناهار و بلافاصله پس از آن عباس راند نه ساعت به گراش به دفن دو دختر خود را در کنار خانواده اش.

زادگاه خود یک شهر کوچک که در آن هر کس می داند که هر کس دیگری به نظر می رسید به عباس که نیمی از این شهر با حضور در مراسم تشییع جنازه پیوستن به او را برای نماز در بزرگترین مسجد در گراش در صبح قبل از رفتن چهار کیلومتر در کنار او به گورستان. “من دو دختر ما رفت و به قبر قرار بدن و من در تلاش بود برای رفتن به قرار دادن بدن خود را به طوری که آنها می توانید یک استراحت,” او می گوید. “و آنها اجازه نمی دهد من گفتند اجازه دهید ما انجام دهد.’ “شهر سوگواری اما عباس به طوری بی حس غم و اندوه است که او نمی تواند احساس آن است. پس از تشییع جنازه او صرف ساعت بر روی گوشی با افرادی که به نام تسلیت.

خواهر صبا (سمت چپ) و سارا سعادت. (Facebook)

به عنوان بخشی از خود عزاداری, Navid نوشته شده یک عکس از خواهر خود را در Facebook. دو زن تنها مردم در قاب نشسته در کنار هم در تنه یک سیاه مزدا 3 در یک پارکینگ خالی در ادمونتون هر نگه داشتن یک لیوان کاغذی حاوی یک کوه کوچک بستنی.

سارا و صبا آن هم چشمان بسته beatifically و زبان گیر کردن در سپاسگزار حرص و آز نسبت به رفتار آنها را ببلعند. آنها کربن نسخه از هر یک از دیگر: راست پاها عبور بیش از سمت چپ در زاویه بازوها برگزار شد تا در آینه به شمار. تنظیم تابستان, خورشید, اسباب بازی آنها را در یک تب و تاب بودن تا نرم و طلایی است که به نظر می رسد به بیرون آمدن از هوا در اطراف آنها.

“سارا صبا. من همیشه حسادت خود را باند” Navid نوشت. “حتی مرگ نمی تواند شما را از هم جدا.”

خانواده تعطیلات در ایران شده بود مراسم: عباس شده بود به خانه برگشت رسیدگی به مادرش اما آنها همه با هم برای دو هفته بیش از تعطیلات کریسمس. شیراز جایی که آنها خود را به پایان رسید, سفر, باستان محل در نظر گرفته مهد فرهنگ فارسی. شهر کارت تلفن همه چیز در مورد گنجینه های آسمانها را پایین آورده به زمین: باغ استادانه درست شده, شراب, مساجد ساخته شده از نور و سنگ lacework اشتغالات فکری و شعر. مقبره شاعران حافظ و سعدی دو غول از قرون وسطی ادبیات فارسی هستند بزرگترین جاذبه های خود نوشته آنقدر محترم است که نهایی خود را در مکان های استراحت در حال درمان به عنوان سایت های زیارتی.

که در آخرین سفر سارا و صبا رو به را در سایت های گردشگری شیراز برای اولین بار و به آنها گرفتار است. “پدر چرا ما را به شیراز برای دیدن حافظ و سعدی? آن را مانند یک مکان زیبا” عباس به یاد می آورد او درخواست پس از آنها می خواهم به بازدید از قبور معروف. “من شما را در تابستان هنگامی که شما بیشتر زمان تعطیلات” به او وعده داده شده.

حافظ زندگی در شیراز در 1300s و تقریبا هیچ چیز شناخته شده از زندگی خود را. نشئه معنویت و پرتکاپو بشریت از شعر او اگر چه بسیار ستایش است که این درمان به عنوان یک اوراکل توسط ایرانیان نیاز به راهنمایی: برخی از پرتاب باز کردن یک صفحه نقطه به نقطه تصادفی خط و دیدن آنچه که حافظ به می گویند در مورد آنچه که وزن آنها در آن لحظه.

شعر خود را یک نیاز بزرگ می خواند:

کردن
یک نیاز بزرگ
ما همه دست در دست
و بالا رفتن.
نه عشق است و اجازه رفتن.
گوش دادن
زمین در اطراف در اینجا
است
بیش از حد
خطرناک
برای
که.

با فایل های از نیک Taylor-Vaisey


مارس سال 2020 جلد مجله مک لین

این مقاله به نظر می رسد در چاپ در ماه مارس سال 2020 موضوع maclean’s مجله با تیتر “عزیز آنهایی.” در پوشش ما در این ماه ما ارائه می دهیم یک فارسی بیان تسلیت برای نشان دادن روح جمعی از ملی ویرانی پس از سقوط پرواز 752. اشتراک ماهانه چاپ مجله در اینجا.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im