*صفحه داستان عشق خاموش آغاز شده مثل رمان.

32 ساله و نایجل ملاقات کرد زمانی که آنها فقط کودکان و نوجوانان.

“ما در یک رابطه, پس از دبیرستان و ما نیمه رشد با هم. ما هر دو فارغ التحصیل شد و پیدا شغل مناسب با خوب بسته. پدر و مادر ما هستند و از همان شهر که در آن ما به دنیا آمده و بزرگ شدم و می دانستم که هر یک از دیگر,” او توضیح داد در ق.

اما در اواسط سال 2017 خود را در داستان پری آمد غلت پایین …

“شوهر من مبتلا به یک بیماری ترمینال و در طول درمان اولیه فاز, او می خواست برای توقف است. سپس آن را گیج کننده و شکستن قلب 20 سال که در آن ما به بررسی تمام گزینه های درمان در دسترس” او دردناکی توضیح می دهد.

“در طول درمان و راست تا پس از هر دو ما پدر و مادر و خواهر و برادر و شرکای خود بسیار حمایت شده است. آنها موفق همه چیز خیلی بیشتر از زمان صرف شده با او را بدون نیاز به حرکت های بیمه و دیگر admin مسائل است.”

می خواهید برای پیوستن به خانواده ؟ ثبت نام به ما Kidspot خبرنامه برای داستان های بیشتر مثل این

Young woman suffering from headache

“زندگی من در خود من در حال حاضر (انتخاب) چون من هنوز هم احساس می کنم مانند یک درد مانند کسی است قطع بخشی از من. منبع: iStock

“من هنوز هم احساس می کنم مانند یک درد مانند کسی است قطع بخشی از من”

در اوایل 2019, Nigel منتقل شد به مراقبت تسکینی.

از آن پس من تنها هدف این بود که او را راحت. او تا به حال یک زن و شوهر از خواسته و من مطمئن هستم که آن را انجام داده بود. او همیشه صحبت در مورد من داشتن یک فرزند با اسپرم منجمد با استفاده از IVF پس از او رفته بود. من فکر می کنم من گفت: ‘خوب’. او همچنین صحبت در مورد آن را به پدر و مادر ما.

او یار دبیرستان از پنج سال گذشت در عرض یک سال و صفحه را غم و اندوه است که هنوز هم به عنوان خام به عنوان روز او گذشته چشم گذاشته در Nigel.

“زندگی من در خود من در حال حاضر (انتخاب) چون من هنوز هم احساس می کنم مانند یک درد مانند کسی است قطع بخشی از من. تمام من این است که تا رفتن به محل کار/اتصال از راه دور به کار بازگشت/ورود به سیستم خاموش و گریه خودم را به خواب. من فکر نمی کنم من می خواهم هر چیزی بیشتر در زندگی دیگر فقط زندگی بود.”

“من نمی خواهم به آن را انجام دهد در آن زمان و یا در حال حاضر”

اما نایجل خانواده را در برنامه های دیگر برای صفحه زندگی

“در حال حاضر پدر و مادر و خواهر و برادر خود را (دو نفر از چهار) من می خواهم برای دریافت باردار برای تحقق وعده من به او. من نمی خواهم به. من نمی خواهم به انجام آن یا پس از آن.”

او می رود بر روی توضیح دهد که چرا او به او گفت که مرگ شریک زندگی است که او را تحقق نهایی خود را می خواهید پس از او رفته است.

“اما من فقط گفت: بله 1: به او را ناراحت و 2: من نمی خواهم او را به فکر می کنم من او را دوست داشتم کمتر چون” من نمی خواهم بخشی از او و باقی مانده از دوست داشتنی های زندگی ما به اشتراک گذاشته به عنوان او آن را توصیف کرد.”

“آنها خواستار من هر روز به بحث در مورد آن”

نگران کننده, Nigel را با اعمال فشار او را به نقطه قلدری و آزار و اذیت.

“آنها در حال ساخت من هیولا دختر که نمی تحقق یک وعده ساخته شده به یک مرد مرده. آنها می گویند من حتی می تواند به تولد و ترک آن را به آنها و یا پدر و مادر به کودک بالا می برد. من نمی خواهم به. آنها فکر می کنم من هستم ‘با بهره گیری از من تنها زندگی و من نه می توان رایگان از پسر خود را در صلح و آرامش استراحت,” او گفت:.

“این را تشدید کرده تا آنجا که به کسی یا دیگر تماس من هر روز به بحث در مورد این. آنها می گویند من باید حاضر به شوهر من. منظور من … من نمی توانست. من او را دوست دارم و من نمی توانستم گفت هیچ … آن را صادقانه باعث می شود من احساس می کنم من به دروغ به او.”

موضوعات مرتبط:

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de