در حافظه از امیلی پهلو جوان نقب زن از Portapique

شما می توانید ببینید امیلی پهلو خجالتی, غرور و افتخار در این ویدئو پدر او ساخته شده او در ماه گذشته برای یک آشپزخانه-حزب Facebook گروهی که نوا Scotians ایجاد شده برای به اشتراک گذاشتن آهنگ در طول بیماری همه گیر.

پهلو, 17, است, برگزاری, کمانچه لباس پوشیدن برای قرنطینه در بدنسازی, جوراب, pyjama شلوار و تی شرت ایستاده در اتاق نشیمن از Portapique خانه که در آن او و پدر و مادر او هارون و Jolene شد و بعدا به قتل رسید.

“OK” می گوید پدر او. “سهم خود را به COVID آشپزخانه ،

“هربی MacLeod,” او می گوید و لبخند shyly و سپس خم به کمانچه و آسانسور او را تعظیم.

“شریر” او می گوید: حق با او افتخار است.

این آهنگ را در حافظه از هربی MacLeodیک تلخ اما شیرین, هوا, نوشته شده توسط در اواخر کیپ برتون نقب زن جری هلند افتخار در ماساچوست که اغلب به میزبانی سفر کیپر. آن است که آهسته والس دقیق و موزون و با تلخ و شیرین سلتیک غم و اندوه و در این ویدئو Emily پخش آن را به خوبی سر خم قصد.

سپس هنگامی که او پس از اتمام او grins در پدر او چانه گیر کردن با غرور و افتخار. “وجود دارد برخی از کمانچه برای تو.”

Sean Fougere…اینجا دختر من…امیلی پهلو

ارسال شده توسط راهب صومعه پهلو بر روی پنج شنبه, مارس 26 سال 2020

در حافظه از هربی MacLeod برای اولین بار بود که لحن امیلی آموخته است.

در آن زمان خانواده بود و زندگی در سیدنی جایی که هارون به حال ریشه. او و Jolene ملاقات کرده بود در آلبرتا در حالی که او را به کار وجود دارد. آنها در عشق سقوط کرد, حال امیلی و در نهایت با انتقال به اسکودوی کیپ برتون هنگامی که هارون را که زندگی وجود دارد مریض بود.

امیلی با داشتن برخی از مشکلات در مدرسه و Jolene امیدوار است که کمانچه خواهد به او کمک کند.

“یکی از چیزهایی که خیلی سخت بود برای او اعتماد به نفس می گوید:” شاون مک دونالد آموخته است که او را به بازی. “آنها نمی باید بسیار در خط پول یا چیزی شبیه به آن. آنها مشغول به کار واقعا سخت است. پس از آن واقعا سخت برای او به رشد که در آن همه چیز است که همیشه طراح این یا طراح آن است. بنابراین Jolene ثبت نام او با من و شما می دانیم که کمک به افزایش اعتماد به نفس.”

پدر او به ارمغان آورد او را به درس و نشسته و گوش به تشویق او.

“او بسیار خشن در اطراف لبه, اما در اعماق او یک مرد بزرگ می گوید:” مک دونالد.

“هر زمان که امیلی آمد به خانه او می خواست به نشستن در اتاق درس و گوش دادن به بازی. هرگز از دست رفته یک درس است. و گاهی اوقات من می خواهم به خانه خود را هنگامی که ماشین خود را بر روی بوم یا هر, و من می خواهم به صرف یک ساعت با او در اتاق نشیمن خود را و او می خواهم نشستن وجود دارد و باید آبجو و گوش دادن به او و میگوید: “عیسی که خوب امیلی. شما می دانید عسل. که فوق العاده است.’ او همواره در تلاش بود به تشویق او.”

پائولا ویلیامز به هارون 25 سال پیش زمانی که آنها هر دو تنها و بدون فرزند هر دو مشغول به کار در مغازه در ترورو بازار پایین جاده از Portapique. یک شب آنها تصمیم به رفتن به اتاق موتور میخانه برای یک آبجو و چند بازی از استخر. هارون معرفی پائولا به یکی از دوستان که بعدها پدر از فرزندان او. او باقی مانده است نزدیک با هارون در تماس ماندن در طول سال. هارون فرستاده او یک لینک به امیلی کمانچه تصویری که در آن نوشته شده بود مثلا.

هنگامی که هارون پدر در حال مرگ بود او ماند با پائولا خانواده در حالی که برای. او doting شوهر و پدر ویلیامز می گوید.

“اگر او نبود آنها را یک هزار بار در روز او آنها را به نام یک میلیون بار در روز,” او گفت:. “جولین و امیلی بودند زندگی خود را. و او می گفت: “آیا شما خود را جزئی امروز’ ‘بله پدر من.'”

او اغلب برای بازدید کنندگان.

“هر زمان که شما رفت و به دیدار آنها همیشه خواسته امیلی به کمانچه و بازی همه ما یک لحن و او با خوشحالی می پذیریم خواهد می گوید:” لیزا فلوید, یک دوست از سیدنی.

“او نور زندگی خود را به عنوان به خوبی به عنوان Jolene. او دوست داشت آن دو بیش از هر چیزی است.”

خانواده نقل مکان کرد به Portapique دو سال پیش پس از هارون پدر بروس در گذشت و هارون خود را به ارث برده خانه نه چندان دور از Portapique ساحل. در آن زمان هارون آغاز رفتن به “راهب” است که تا به حال بوده است پدرش نام مستعار.

“من احساس می Jolene و هارون و امیلی خود را شادترین وجود دارد در Portapique دو سال گذشته گفت:” تامی الیور-McCurdie Jolene خواهر که زندگی در آلبرتا.

Oliver-McCurdie که عزادار خواهر او به تاسیس یک صندوق برای کمک به خانواده مدیریت هزینه های مراسم تشییع جنازه و شروع یک بورس در امیلی نام.

در حالی که در خانواده زندگی می کردند در Portapique Jolene مشغول به کار بود در اتاق موتور همان میخانه که در آن هارون و پائولا شد. امیلی حضور Cobequid آموزشی مرکز در ترورو. او فارغ التحصیل شده اند در ماه ژوئن.

هارون بود که قبلا به عنوان یک پینه دوز و مکانیک صدمه دیده بود پشت خود را بلند کردن یک موتور بنابراین او نمی تواند کار کند. او نگه داشته و مشغول بهبود خانه خود را هر چند, و کار در خانواده را کف کردن پینتو که امیلی لذت می برد کمک به او را با.

خانه ای که تا به حال هیچ آب در حال اجرا و یا قدرت زمانی که آنها در نقل مکان کرد نیاز به یک مقدار زیادی از کار و آنها به طور پیوسته پیشرفت های ساخته شده در آن است. هارون رو آب و شگفت زده Jolene با آن است. آنها اضافه شده یک گلخانه. هارون ساخته دست لنگ ماشین لباسشویی. دوستان می گویند درب هرگز قفل شده است و آیا آنها شد یا نه, و از آنها استقبال هر کس در خانه خود را.

امیلی خوشحال بود کار کردن با پدر و مادر خود را در محل.

“این بسیار به ندرت می بینید یک دختر 17 ساله که عاشق گذراندن وقت با پدر و مادر او می گوید:” Cheryle Blaikie یک دوست از ترورو. “خانواده واقعی عشق است. هنگامی که هارون صحبت کرد و از او چشم خود را برخورد با غرور و افتخار. آنها نمی زیادی دارند اما آنها عاشق یکدیگر.”

دوستان می گویند که هارون گفته بود در یک درگیری با همسایه خود که هفته گذشته به قتل آنها. اما هیچ کس می دانستند که آنها می خواهد به بحث در مورد قاتل. آنها می خواهند به جشن خانواده است. در Facebook هزاران کانادایی به اشتراک گذاشته اند تصویری از امیلی بازی او کمانچه.

آنها همچنین یک ویدیو از او دل شکسته, معلم, بازی همان لحن خود را ادای احترام به او.

خیلی غمگین قلب من شکسته است. 💔 RIP امیلی پهلو و پدر و مادر او هارون & Jolene.

ارسال شده توسط Shawn P مک دونالد در دوشنبه 20 آوریل سال 2020

“من می خواهم جهان را به می دانم که این بچه تا به حال آینده می گوید:” مک دونالد. “این که آیا آن یک موسیقی آینده و یا به نوعی از آینده است. او تا به حال چیزی که او مشغول به کار بود و او در آن خوب و او تا به حال اعتماد به نفس در خودش آن را انجام می دهند. شما می توانید بگویید که او در حال پخش است که هوا در آشپزخانه ، او تا به حال یک لبخند بر روی صورت خود. او آن را دوست داشت. این یک دستاورد است ، خوشحالم که به بخشی از آن. و به همین دلیل من در آن شب گذشته است. من فقط می خواستم جهان را به می دانم. این 17 ساله سزاوار به زندگی می کنند. سزاوار نیست برای مردن.”

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.net